ثنا تپلی ماثنا تپلی ما، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

ثنا کوچولو

خاطرات روزهای نوزادی

سلاااااااااااام  به نینی وبلاگی های عزیز وهمچنین دخملک نازم که بالاخره بعد یک سال تونستم خاطراتشا جمع اوری کنم.    11 اذر سال 92: تولد ثنا دختر گلم عزیز مامان وبابایی صبح ساعت 11ونیم بابا اومد دنبالم رفتیم شبکه با آمبولانس اعزام شدم بیمارستان تا ساعت 5 دقیقه به 10 شب به دنیا اومدی .وقتی به دنیا اومدی گریه نکردی یعنی هیچ صدایی نداشتی ولی دستت تو دهنت بود فک کنم خیلی گشنت بود دخمل نازم اون لحظه بهترین لحظه واون شب بهترین شب زندگیم بود پرستار برد تا بده لباساتا بپوشونن.     مامان جونا و عمه ودایی وبابایی بیرون منتظربودن مامان جون برات لباس پوشوند وبعد ...
20 آذر 1393

مرور خاطرات ماه به ماه تا 1 سالگی همراه عکس

  عسله مامان میخام قورتت بدم الهی فدات شم                          اینجا داشتی ذوق میکردی قربونت برم ....                                                 ثنا 9 ماهه . طاها 1ماهه وصدرا 2ماهه دختر عمو وپسر عموها.....             ...
19 آذر 1393

سیسمونی

با سلام قبله ماه محرم سال 92 درحال تدارک برای سیسمونی و اثایه برا اتاق ثنا بودیم تااین که چند روز مونده به ماه محرم رفتیم وسایلشا اوردیم هواخیلی سرد بود وسایل ثنا   تپلی را که اوردیم ماه هشت بارداریم بود ولی زیاد سنگین نبودم. بعد از چیدن وسایل تو اتاق   ثنایمون همه را دعوت کردیم تا دور همی خوش باشیم واین روزهای قشنگ به یادگار بمونه   من به خاطر وجود ثنا خیلی خوشحال بودم تمام وجودم سرشار از عشق به دخملکمه همون   روزها که خیلی انتظار کشیدنش سخت بود از خدا خاستم تا یه دخملی سالم ازش هدیه   بگیرم وبتونم همون طور که میخاد تربیتش کنم .....   ازت ممنونیم ...
15 آذر 1393

برات بگم از.........

         سلام دختر عزیز مامان وبابا .برات بگم از روزهای ماندگارمون.اول اینکه من وبابایی درزمستانی سرد ولی دلی پر از عشق وعلاقه بهم دیگه در تاریخ  18 اسفند 92 با هم عروسی کردیم   عروسی ما وعمو مهدی اینا باهم ودر یک مکان برگذار شدو دومیش هم اومدن شما تو زندگیمون   که از همون اول پر ازخیروبرکت وشادی بود فقط انتظاری که تواین 9ماه به خصوص ماه های اخر زیادتر شد یکم مامان وبابایی اذیت می کرد. که بلاخره شما برخلاف برنامه ریزی هایی که داشتیم وگفته دکتر ( اخه قرار بود بریم پیش دکترخودم اصفهان)در نزدیکترین بیمارستان در دسترس (در شهرستان داران)در تاریخ 11 اذر س...
15 آذر 1393

وقتی بچه روی اعصاب می رود چه کنیم

                     گاهی پیش می‌آید که به دلایل مختلف از دست کودک عصبانی می‌شوید و نمی‌توانید رفتارهای آزاردهنده او را تحمل کنید. اینجاست که احتمال دارد از کوره در بروید و .. وقتی کودک هر چیزی که می‌بیند، می‌خواهد یکی از مشکلاتی است که بسیاری از پدر و مادرها از آن شکایت دارند. برای رفع مشکل چند راهکار وجود دارد: -  از قبل به فرزندتان بگویید که قرار است برای خرید چه چیزهایی به بازار بروید. مثلا بگویید: «امروز برای خرید کفش به فروشگاه می‌رویم و این تنها چیزی است که قصد داریم بخریم.»...
11 مرداد 1393

راه کارهای هماهنگی والدین برای تربیت فرزند

                         «من تمام تلاشم را می‌کنم که پسرم یاد بگیره... اما پدرش همه‌ی تلاش‌های من رو به باد می‌ده». «من هزار بار برای دخترم توضیح دادم که... اما وقتی مادرش رعایت نمی‌کنه، اونم به حرف من گوش نمی‌ده». وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند، قطعاً در بسیاری از موارد شبیه هم نیستند و مثل هم فکر نمی‌کنند. آنها ژنتیک متفاوت، ‌تجربیات متفاوت و خانواده‌های متفاوت داشته‌اند و خلاصه، دو آدم کاملا متفاوتند. اما معمولاً به حدی از پذیرش هم ...
11 مرداد 1393

چه کنیم کودکان کمرویی نداشته باشیم

فرزندی دارم که بشدت از جمع گریزان است. نمی داند در حضور مردم چگونه باید رفتارکند،صورتش به شدت سرخ می شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هیچ وقت ازحق خود دفاع نمی کند. کمرویی مقوله ای ناروشن است، هر چه نزدیکتر به آن بنگریم. تنوع بیشتری در آن مشاهده می کنیم.بنابراین قبل از آن که درباره نحوه مقابله با آن فکر کنیم، باید از مضمون کمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم. تعــــریف کمــــرویی کمرویی، صفت فردی است که به خاطر ترسویی،احتیاط کاری و عدم اطمینانش،نزدیک شدن به آن مشکل است.فرد کمرو هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهای مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. در گفتار یا کردار خود ملاحظه کار است،از ابراز وجود بیزار است و به طور م...
11 مرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ثنا کوچولو می باشد