خاطرات روزهای نوزادی
سلاااااااااااام به نینی وبلاگی های عزیز وهمچنین دخملک نازم که بالاخره بعد یک سال تونستم خاطراتشا جمع اوری کنم. 11 اذر سال 92: تولد ثنا دختر گلم عزیز مامان وبابایی صبح ساعت 11ونیم بابا اومد دنبالم رفتیم شبکه با آمبولانس اعزام شدم بیمارستان تا ساعت 5 دقیقه به 10 شب به دنیا اومدی .وقتی به دنیا اومدی گریه نکردی یعنی هیچ صدایی نداشتی ولی دستت تو دهنت بود فک کنم خیلی گشنت بود دخمل نازم اون لحظه بهترین لحظه واون شب بهترین شب زندگیم بود پرستار برد تا بده لباساتا بپوشونن. مامان جونا و عمه ودایی وبابایی بیرون منتظربودن مامان جون برات لباس پوشوند وبعد ...
نویسنده :
مامانه ثنا
9:43


